چگونه بهتر و راحت تر درس بخوانیم

 1ـ حواس پرتی و به دنبال آن پائین آمدن دقت.(بخش اول مطلب،چگونه بهتر مطالعه کنیم 1)

2ـ کار امروز را به فردا واگذار کردن(اهمال کاری و پشت گوش انداختن)

3ـ  انتخاب محیطی نا مناسب با خلق و خوی یاد گیری مان وانتخاب غلط زمان درس خواندن.

4ـ  عدم علاقه به درس خواندن  و بدنبال آن استفاده از جملات منفی در این زمینه که باعث شکل گیری تفکر درس گریزی در ذهن ما میشود (هر چه بخوری مزه همان را متوجه می شوی)

5ـ تغذیه نامناسب برای روح و جسم قبل از مطالعه

6ـ بروز  تنش های خلقی و روحی

7ـ برنامه ریزی نامناسب و نحوه غلط درس خواندن و اصرار بر اشتباه به علت های مختلف

ـ همیشه علاقه در اثر شناخت خوب به وجود می آید، وقتی ما بر موضوعی اشراف کامل و شناخت داشته باشیم به آن علاقه مند می شویم(وقتی قانون یک بازی  ورزشی را بلد هستیم به آن علاقه مند می شویم و پیگیر آن هستیم،یا اگر سریالی را از ابتدای آن تماشا نکرده باشیم وقتی در اواسط پخشش بیننده آن می شویم علاقه ای به دنبال کردن ادامه اش نداریم)

پس شناخت اولیه یکی از ارکان بوجود آمدن علاقه است،حال برای علاقمند شدن به یک مطلب یا مبحث بهتر آن است که ابتدا بدانیم موضوع آن حول چه محوری می چرخد؟ بر چه نکاتی تکیه دارد؟ سبک وسیاق آن چیست؟؟ ما چگونه می خواهیم با آن ارتباط بر قرار کنیم و آن را بیا موزیم!!!به نوعی این کارها قانون و روش مطالعه است.

ـ باید سعی کنیم مطالب را به زبان خودمان ساده و بی آلایش ویرایش کنیم(تا بهتر آنرا درک کنیم)

 هیجان +علاقه +تمرکز و مطالعه = ورود مطالب به حافظه و باقی ماندن آنها

 مطالب هیجانی بهتر و با دوام تر در ذهن رمز گردانی و به حافظه منتقل می شود.

شوخی کردن  با مسائل و به صورت خنده دار با آنها برخورد کردن پایداری آنرا در ذهن بیشتر می گرداند

اگر از شما در مورد یک فیلم یا داستان کمدی (مضحک)که برای چندین سال قبل هم باشد سوال شود  شما آنرا به راحتی به خاطر می آورید حتی با جزئیاتش!!!!ولی یک کتاب ،نوشته یا فرمول علمی را سخت به یاد می آورید این به خاطر عدم بار هیجانی و جذابیت در آن است و به همین دلیل خوب در مغز جا ریزی نمی شود

سعی کنید برای مسائل و درسهای خود مثال و نمونه های مهیج و خنده دار پیدا کنید و آن را به مطلب اصلی متصل کنید که باعث یادآوری و به خاطر سپاری آسان آن می شود این موضوع  علاقه شما را به درس زیاد و به دنبال آن به خاطر سپاری شما را تقویت می گرداند.

ببینید خوب می دانم در هر مسیر دشواری و سختی  موجود است، اما اینها نباید باعث دلسردی ،افسردگی و نا امیدی شود چون خیلی زود تمرکز و دقت خود را از دست می دهیم ما باید دست از  تلاش بر نداریم حتی اگر شکست هم خوردیم مهم نیست چون ما تمام تلاش خود را کرده ایم.

تمرینات تمرکز در قسمت اول (تمرکز بیشتر ،یاد گیری بهتر )را به خاطر می آورید آن تمرینات نیز اگر با تلاش ،پیگیری و علاقه نباشد شما را خسته می کند و برایتان مشکل درست می کند ولی اگر کم کم،با برنامه و ساده جلو برویم برایتان  شیرین می شود و کم کم با بار هیجانی و تاثیرش برایتان ایجاد علاقه و در آخر نیز لذت بخش می شود چون تمام دشواری ها به نوعی هموار گردیده است.

هیچ وقت از ابتدای درس خواندن به حجم کتاب توجه نکنید و کتاب را ورق نزنید تا حجم آنرا ارزیابی کنید بیشتر سعی کنید به همان قسمتی که برای خواندن بر اساس زمانبندی در نظر گرفته اید توجه کنید و حجم کتاب را همانقدر ببینید،بیشتر به لذت پایان یافتن درس طبق برنامه  و یاد گیری آن فکر کنید،همیشه سعی کنید هر روز به برنامه همان روز توجه کنید و به کلیت موضوع توجه نکنید، شما باید فقط برنامه همان روز را اجرا کنید و سعی کنید تا موفق شوید (پس لازم نیست کتاب را ورق بزنید و حرص بخورید که آیا موفق می شوم این کتاب را طبق این برنامه تمام کنم!!)شما توانسته اید بر اساس برنامه امروز موفق باشید. پس می توانید فردا هم موفق شوید همین!!!

هدف خود را تعین کنید یعنی بدانید هدفتان چیست(برای چه چیزی درس می خوانم و چقدر باید بخوانم تا به چه چیزی برسم) این کار تمرکز ما را بالا می برد و میزان حواس پرتی را کاهش میدهد.

این را بدانید که هدف نباید دست نیافتنی و دور  باشد، هدف باید واضح و دقیق باشد باید دسترسی به آن منطقی باشد.

همچنین هدف خود را تمام کردن کتاب یا درس قرار ندهید بلکه هدف خود را دریافتن سوالات ذهن خود و فهمیدن مطالب قرار دهید. بیشتر به سوالات ذهنی خود پاسخ دهید. از کتاب برای خود سوالاتی استخراج و هدف را یافتن پاسخ آن قرار دهید.

مثلا: چرا و چگونه سلسله قاجاریه روی کار آمد و از صفحه قدرت محو گردید؟

فهم و درک معنی واقعی سوالات و درس میزان حواس پرتی را کاهش می دهد و باعث رفع آن می شود. (راستی میدانید حداقل 50%جواب  درسوالات نهفته است!!!امتحان کنید!!سوال را خوب بخوانید و حلاجی کنید!!!)

 روشهای خوب مطالعه کردن :

ـ تند خوانی : یکی از راههای بزرگ  تمرکزو کاهش حواس پرتی است البته نه طوطی وار خواندن بلکه تند خواندن یعنی سرعت خواندن را بالا بردن در این حالت ما مجبوریم برای سرعتی که به کار گرفته ایم بیشتر حواس خود را جمع کنیم.

ـ مطالعه اولیه : یعنی قبل از شروع به درس خواندن یا حضور در سر کلاس در مورد آن مطلب اطلاعات جانبی کسب کنیم و به نوعی حس کنجکاوی خود را تحریک کنیم. ذهن کنجکاو تشنه حل مسائل می شود و دقت را بالا می برد و به دنبال آن میزان فهم بالا می رود.

ـ سوال کردن : ذهن خود را قبل از مطالعه و درس خواندن همانطور که قبلآ هم گفتم با سوالات آماده و هدف دار کنید.همچنین در موقع درس خواندن یا شنیدن سعی کنید ذهن خود را پویا کنید وسوال طرح کنید و پاسخش را حتمآ بیابید و یابگیرید(اما از اصل مطلب دور نشوید)

ـ نوشتن : چقدر جالب است همیشه در حال درس خواندن یا سر کلاس ورق و کاغذ همراه داشته باشیم. این دو ابزار در یادگیری نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند و نکته برداریهمیشه باعث پویایی ذهن می شود.

 یادداشت برداری یا نوشتن باعث و بوجود آمدن موارد زیر می شود:

·       ایجاد فضای خالی در ذهن(خالی کردن فضا هایی از ذهن با نوشتن و آماده شدن جهت پر نمودن فضا های بوجود آمده)

·       تحریک حافظه(تحریک و کنجکاو نمودن ذهن به واسطه یاداشت برداری و بوجود آمدن انواع سوالات جهت پیدا کردن پاسخهای آن)

· از بین رفتن وسواس ذهنی(وقتی مطلب جدیدی را فرا می گیریم ذهن خودکار وسواس پیدا می کند مطالب قبلی را فراموش نکند و همچنین چون خودمان نکته ها رامی نویسیم دیگر ایراد و وسواس به آن وارد  نمی کنیم،چون به نوعی به زبان خودمان می نویسیم)

· تاکید بر درک و فهم مطلب(ما وقتی چیزی را می بینیم و می شنویم با نوشتن آن یک مرور دوباره روی انجام می دهیم و همچنین با تاکید بر روی نکته های سخت باعث می شویم ذهنمان تسهیل آن مطلب باشد.)

· تداعی نوشته ها(وقت خواندن نوشته ها برای ما دوباره تداعی می شود)

که این آخری در پی خواندن، سوال کردن و نوشتن حادث می شود.

خوب مرور کردن – تند خواندن – سوال کردن – نوشتن موارد مهم در نهایت تداعی آنچه نکته برداری شده است را در بر دارد!!!

حال در این بین حواس پرتی همیشه با ما همراه است ما می توانیم آنرا کاهش دهیم اما نمی توانیم آنرا از بین ببریم خیلی از موارد آنرا کاهش می دهد که به پاره ای از آن می پردازیم.

  مکانهای درس خواندن ( که بسته به خلق و خوی و نوع یادگیری افراد متفاوت است) :

 * سکوت

* مطالعه در پارک و فضای سبز

*مطالعه به همراه موسیقی

* مطالعه در حال حرکت و قدم زدن، نشستن و دراز کشیدن

*مطالعه با صدای بلند

*مطالعه به صورت کنفرانس صوری

(ما باید خوب بفهمیم که بهترین راه برای یادگیری مان چگونه است و چگونه می توانیم راحت تر مطالعه کنیم باید آنرا بیابیم).

نقش زمان:

زمان نقش قابل انکاری در یادگیری دارد قبل از بحث زمان به یک نکته اشاره می کنم و آن مغز انسان است که فرمانده غیرقابل انکار بدن است پس باید این فرمانده را خوب بشناسیم و درک کنیم تا بتوانیم دقیق از آن بهره برداری کنیم وبه خا طر بسپاریم. ما باید بفهمیم چه تغذیه ای مناسب و چه لحظه هایی این فرمانده  میزان پذیرنده گیش بیشتراست

تغذیه های مهم برای مغز آب، اکسیژن، قند است اگر این 3 به میزان لازم و در وقت خوب مصرف شود بهترین میزان آمادگی را برای ذهن فراهم می کند ساعاتی که مغز فعالیتهای روزمره اش را انجام داده و فقط مشغول فعالیتهای عادی  روزمره خود است و دغدغه ای دیگر  مثل خواب، هضم غذا، گرسنگی یا تشنگی را ندارد این زمانمغز انسانبیشترین میزان پذیرندگی را برای فرا گیری دارد( بهترین ساعات برای مطالعه و درس خواندن دست کم یک ساعت بعد از غذا خوردن است)

بهترین ساعات برای مطالعه 8 الی 11 صبح15:30 الی18:30 بعدازظهر و20:30 الی22:30 شب است.

ما باید سعی کنیم خود را به مطالعه کردن در زمانهای خاص و مناسب شرطی کنیم. ببینید اگر بدن به ساعات مشخصی برای مطالعه عادت کند خودکار در آن ساعات عطش ورزی به یادگیری را نشان می دهد.

 ببینید تمرکز فقط ریلکس شدن و بالا بردن دقت نیست. ما باید یادمان باشد برای انجام هر کاری قبل از آن باید گارد آنرا بگیریم تا آمادگی آنرا پیدا کنیم ( ما اگر می خواهیم فوتبال بازی کنیم باید از قبل در جلسه توجیهی  تیم و تمرینات گروهی شرکت کنیم تا برای بازی آماده شویم)

هیجانهای عصبی، ترس، خشم، اضطراب، کینه و ناراحتی به میزان قابل توجهی دقت و تمرکز را پائین می آورد، وقتی هیجانی می شوید سعی کنید نیم ساعت بعد از آن به مطالعه بپردازید چون بدن تحت تاثیر آن هیجان است و نمی تواند بر روی مسئله خاص زوم کند ( بعد از ورزش سنگین اصلا درس نخوانید اول استراحت و ریلکس شدن لازم است)

همچنین خستگی و بی خوابی نیز تمرکز را به شدت کاهش می دهد.

از خود انتظار بی جا و بزرگ نداشته باشید چون نمی توانید انجام دهید و سرخورده می شوید.

اگر کاری داریم که برایمان اولویت دارد و باعث حواس پرتی ما میشود ابتدا بهتر است آن را انجام دهیم  تا فکرمان از بند آن رها شود و حواس مان جمع شود بعد از آن  وقتی حواسمان جمع شد مطالعه را انجام دهیم در غیر اینصورت  میزان دقت ما پایین است و مطالعه غیر ممکن.

وقتی اضطراب داشته باشیم  نمی توانیم درست درس بخوانیم  و در این صورت درس هایمان انباشته می شود برای شب امتحان، ضرب الاجل و فشار وارده باعث عصبی شدن ما می شود.

ما باید برای خودمان تصویر ذهنی مثبتی ایجاد کنیم و با گفتن جملات مثبت تصویر ذهنی مثبت را خلق کنیم و تاکید بر آن باعث به عینیت پیوستن تصاویر مثبت ذهن شویم( باید منفی حرف نزنیم)

ـ تکنیکهای بودن در سر کلاس:

* همراه شدن با معلم و حرکت کردن با او، باید خوب بشنویم، اجازه ندهیم حواسمان پرت شود، اگر متوجه درس نشدیم شجاعانه از معلم بخواهیم گفته هایش را تکرار کند و از این کار خجالت نکشیم و از گفتن نهراسیم، شهامت خود را با این کارها بالا ببریم.

* شنونده ای فعال باشیم: حتما خوب بشنویم و دقیق یادداشت برداری کنیم؛

بهترین شیوه یادداشت برداری :

الف : نکات مهم را یادداشت کنیم ( سرفصل ها )

ب : سوالاتی که در ذهن داریم یادداشت کنیم.

ج : مواردی که باعث حواس پرتی ما می شود را یادداشت کنیم تا سعی کنیم آنها را برطرف کنیم.

د : سعی کنیم هر چقدر  که ممکن است در کلاس جلوتر بنشینیم تا بیشتر احساس در کلاس بودن را بکنیم.

  ـ تعین هدف:

* چرا به کلاس می رویم؟!!!

* هدفمان از مدرسه رفتن چیست؟!!!

* آیا بخاطر ترس از غیبت خوردن و به دنبال آن مطلع شدن والدین مان است؟

* آیا برای خندیدن و جمع شدن دوستان دور همدیگر است؟

* آیا جهت چرت زدن و استراحت کردن به مدرسه میرویم؟

* شاید هم برای یادگیری و فهم مطالب بیشتر؟

 ـ تمرینی برای پرورش حواس:

حس شنوایی:

خوب شنیدن در یادگیری بسیار مهم است و یکی از ارکان تاثیرگذار در فهم آموختنی هاست،برای خوب شنیدن بهتر است بهتر است آستانه تحریکمان را تا آنجا که ممکن است پائین بیاوریم و عادت کنیم کوچکترین صداها را نیز بشنویم،این تمرین را با صدای تلوزیون می توان تمرین کرد سعی کنید هر چند ساعت یکبار صدای تلویزیون را کم و کمتر کنیم وسعی کنیم به آن عادت کنیم و این کار را تا آنجایی تکرار کنیم که  واقعا شنیدن صفر است اما هر چقدر سعی خود را انجام دهیم  آستانه تحریک حس شنوایی ما پائین می آید و قدرت درک و دقت ما بالا تر می رود.

 حس بویایی :

بویایی نیز آستانه تحریک دارد  و جهت درک بوها سعی کنیم از منبع تولید بو دور شویم و سعی کنیم آنرا استشمام کنیم و تشخیص بدهیم به این ترتیب آستانه بویایی را تا حد ممکن تقویت کنیم و تقویت نماییم.

 حس چشایی :

 سعی کنیم غذایمان را زیاد شور یا شیرین مصرف نکنیم و اجازه بدهیم مزه را درک کنیم و با افزودن زیاد ادویه جات حس جشایی خود را شرطی نکنیم بلکه اجازه بدهیم سعی کند مزه را با پردازش تشخیص دهد.

 حس بسوایی :

 آیا سعی می کنیم احساس خود را بالا ببریم همین الان می توانید بگویید کدام قسمت پاهای شما با شلوارتان درگیر نیست یا پیراهن شما در کدام قسمت ها به بدنتان چسبیده است ما باید تمرکز خود را بالا ببریم تا حس بسوایی ( لامسه ) خود را دقیق تر کنیم تا بهتر لمس کنیم یادمان باشد لمس کردن تنها با انگشتان نیست!!!

و این نوع درک . . . آستانه خوبی از بسوایی است.

 حس بینایی :

در این حس کاری به آستانه نداریم و تنها باید سعی کنیم بهتر و دقیق تر ببینیم ما باید سعی کنیم به سوی اشیاء یا تصاویر زوم کرده و جزئیات آن را به چشم ببینیم و اجزاء آنرا پردازش دیداری کنیم در این حس تنها دقیق تر شدن بهترین شیوه برای تقویت است.

  حسادت والدین به معلم:

این احساس به خاطر وابستگی تدریجی است که دانش آموزان نسبت به معلمین خود پیدا می کند  احساسی در آنها شکل می گیرد که معلم را بهترین فرد روی زمین می بینند(البته تقریبا حق با کودکان است چون آنها با معلمین خود زندگی نمی کنند و نمی دانند آنها نیز همانند والدین  خودشان هستند وتنها تفاوت  شان با هم بر سر شغل و ... است و آنها نیز بی حوصله میشوند وبا کودکان خودشان همانطور رفتار می کنند که والدین آنها رفتار می کنند و شاید هم بدتر،آنها به واسطه شغل خود کودکانشان را تنها می گذارند!!!جالب است اگر از فرزندان آنها نیز سوال شود معلمان خود را بهترین معرفی می کنند!!!!!!!)واین نکته ای است که در پاره ای از موارد باعث دوری والدین از معلمین فرزندانشان می شود و شاید هم گرفتن نوعی گارد در مقابل آنها و نتیجه افت تحصیلی فرزند!!!

 در آخر به این جمع بندی می رسیم  که باید با کاهش موارد بالا برنده حواس پرتی ضمن ایجاد دقت،انگیزه و شناخت سعی در پیدا کردن بهترین راه حل و روش مطالعه باشیم (متناسب با خلق وخوی خودمان) تا با تغذیه عالی در محیط و زمان مناسب بتوانیم تکنیکهای  خوب درس خواندن خود را به اجرا گذاشته و از نتیجه حاصله بهترین لذت را ببریم.

/ 3 نظر / 39 بازدید
کمالی

دختر عمو ی من در آزمون تیزهوشان قبول شده ولی من در یک آزمون متفاوت دیگر قبول نشدم بعضی وقت ها به خاطر این مسئله منفی گرایی می کنم. چه کنم تا ناامید نشوم؟

darvish

با سلام من از وبلاگ عالی شما تشکّر میکنم من نمیتوانم برنامه ریزی درستی داشته باشم ...به نظر شما چه کنم؟ من ۱۲ساله هستم متشکرم از وبلاگ خوبتان

darvish

با سلام من از وبلاگ عالی شما تشکّر میکنم من نمیتوانم برنامه ریزی درستی داشته باشم ...به نظر شما چه کنم؟ من ۱۲ساله هستم متشکرم از وبلاگ خوبتان